اچ جک گیگر ، پزشکی که با بیماری های اجتماعی مبارزه می کند ، در سن 95 سالگی درگذشت


خروج پزشکان از کلینیک و درگیری های سیاسی “یک واقعه کاملاً علامتدار بود” گفت: دکتر رابرت گولد ، یک آسیب شناس در سانفرانسیسکو و رئیس دفتر پزشکان خلیج فارس برای مسئولیت اجتماعی.

در یک نامه الکترونیکی به این آگهی ترحیم که در سال 2012 ارسال شد ، دکتر گایگر گفت که او تا حدی از خشم بی عدالتی رانده شد.

وی می نویسد: “من عصبانی شده بودم ،” پس از جنگ اول خلیج فارس دیدن کودکان سوخته به طرز وحشتناکی در عراق ، یا مصاحبه با قربانیان شکنجه در کرانه باختری ، یا شنیدن سخنان نیوت گینگریچ که کودکان گتو باید یاد بگیرند که باربر خلیج فارس باشند. ” توالت های تمیز نیمه وقت (در کشوری دیگر به آن آموزش بانتو می گویند). بنابراین عصبانیت از بین نمی رود ، بلکه عزم راسخ برای انجام کاری جای آن را می گیرد. “

هرمان جی گایگر در 11 نوامبر 1925 در منهتن متولد شد. (منظور J. مشخص نبود ، اما در طول زندگی او بیشتر جک نامیده می شد.) پدرش یعقوب ، متولد وین ، پزشک بود. مادر وی ، ویرجینیا (لوونشتاین) گایگر ، که از یک دهکده در مرکز آلمان بود ، میکروب شناس بود. پدر و مادر هر دو که یهودی بودند ، از کودکی به ایالات متحده مهاجرت کرده بودند. آقای گایگر در Upper West Manhattan بزرگ شد و خانه آنها اغلب یک ایستگاه جاده ای برای اقوام گریخته از نازی ها بود.

دکتر گایگر در ایمیلی گفت: “آخرین کسانی که در این مراسم حاضر شدند ، پسر عموهایی از محل تولد مادرم Kirtorf بودند.” “وقتی ویزای خود را برای آمدن به ایالات متحده گرفتند ، گفتند كه مقامات نازی خشمگین هستند. شب قبل از عزیمت آنها ، مقامات به همه همسایگان دستور دادند تا در تاریکی بیرون بروند و سنگ های خود را با خانه ها بکشند. همسایگان با فرمانبرداری جمع شدند – و به جای آن نان انداختند. “

دکتر گایگر گفت ، این داستان به او آموخت که کلیشه نگذارد.

او کلاسهای زیادی را در مدارس دولتی شهر از دست داد به طوری که در دبیرستان تاونسند هریس (آن زمان منهتن ، کوئینز کنونی) در سن 14 سالگی فارغ التحصیل شد. برای شروع تحصیل در دانشگاه بسیار جوان ، وی تایپ و نوشتن مطالب را آموخت و به عنوان نسخه ای از نیویورک تایمز به کار پرداخت. او همچنین شروع به آویزان شدن در مفاصل جاز کرد و به بیلی هالیدی ، آرت تاتوم و فتس والر گوش داد. والدینش غالباً کنار خود بودند و منتظر او بودند و حتی گاهی اوقات میله ها را صدا می کردند تا جکی را آنجا ببینند.

جک خیلی زود از خانه فرار کرد و با یک چمدان در دست در قسمت هارلم تپه شکر در آستانه کانادا ظاهر شد ، لی ، بازیگر سیاه پوستی که در برادوی دیده بود و پس از راه رفتن در پشت صحنه با او آشنا شد. آقای لی که زمانی نوجوانی بود ، جک جوان را پس از مشورت با والدینش ، روی نیمکت رها کرده بود و اگرچه جک گاهی به خانه برمی گشت ، اما بیشتر سال بعد را در هارلم گذراند.


منبع: khabar-aseman.ir

دیدگاهتان را بنویسید

Comment
Name*
Mail*
Website*